الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

485

إحياء علوم الدين ( فارسى )

درويش بودمى . بيان آداب متوكلان چون متاعشان بدزدند ( 1 ) متوكل را ادبهايى است در متاع خانه چون بيرون آيد . اول آن كه در ببندد ، و اسباب حفظ استقصا نكند ، چنان كه از همسايگان پاسبانى در خواهد با آن چه در ببسته است . و در را بندهاى بسيار نكند . مالك بن دينار در را قفل نكردى ، و ليكن به رشته‌اى ببستى و گفتى : اگر سگان نباشند نيز رشته نبندم . دوم آن كه در خانه متاعى كه دزدان را در آن حرصى باشد نگذارد ، چه آن سبب معصيت ايشان باشد ، يا نگاه داشتن او سبب هيجان رغبت ايشان شود . و براى آن چون مغيره بر مالك بن دينار ركوه‌اى « 239 » فرستاد ، گفت : اين را ببر ، مرا بدان حاجت نيست . گفت : چرا ؟ گفت : دشمن مرا وسوسة كند كه دزد آن را ببرد . پس چنانستى كه احتراز كرد از آن چه دزد به دزدى آن عاصى شود ، و از آن چه دل او مشغول گردد به وسوسهء شيطان كه آن را بدزدند . و براى آن أبو سليمان گفت : « اين از ضعف دل صوفيان است . اين در دنيا زاهد است ، پس او را چه شود اگر آن را ببرند ؟ » . سوم آن كه چيزى كه بضرورت در خانه گذارد بايد كه نيت كند در وقت بيرون آمدن بدانچه حق تعالى در آن حكم فرمايد ، از مسلط كردن دزدى بر آن راضى باشد و بگويد كه آن چه دزد از آن ببرد او را آن بحل است ، يا آن در راه خداى است ، يا اگر درويش « 240 » باشد آن بر او صدقه است . و اگر درويشى « 241 » شرط نكند اولى بود . و او را دو نيت باشد اگر آن را توانگرى برد [ يا درويشى ] . يكى آن كه مال او مانع شود از معصيت ، چه باشد كه بدان مستغنى شود و پس از آن از دزدى باز ايستد ، و معصيت او به خوردن حرام زايل شود بدانچه او را بحل كرد . و دوم آن كه بر مسلمانى ديگر ظلم نكند ، پس مال او فداى مال مسلمانى ديگر باشد . و هر گاه كه حراست مال ديگرى به مال خود نيت كند ، يا دفع معصيت از دزد ، يا تخفيف آن بر او نيت كند ، مسلمانان را نصرت كرده باشد . و قول پيغامبر - عليه السلام : انصر أخاك ظالما او مظلوما ، امتثال نموده . و نصرت ظالم به منع او باشد از ظلم ، و عفو كردن از او اعدام ظلم است و منع آن . و به حقيقت [ بداند ] « 242 » كه اين نيت به هيچ وجهى از وجوه او را زيان ندارد ، چه در او چيزى نيست كه دزد را مسلط گرداند و قضاى أزلي را بگرداند ، و ليكن نيت او به زهد تحقق پذيرد . پس اگر مال او ببرند ، او را به هر درمى هفت صد درم [ 365 ] باشد ، زيرا كه نيت و قصد آن داشته است . و اگر نبرند

--> ( 239 ) ركوه ، كوزهء آبخورى . ( 240 ) درويش ، فقير . ( 241 ) درويشى ، فقر . ( 242 ) عربى : و ليتحقق ، نسخهء خطى : به حقيقت كوبدان .